مزیت های داشتن مشاور تبلیغاتی چیست؟

حرکت در مسیر تبلیغات ساده نیست. اگر آگاه به پیچ و خم های راه نباشیم محکومیم که سقوطی سنگین را متحمل شویم. در واقع مشاوره در تبلیغات نشان دهنده راهی است که یک برند باید برای رسیدن به بازار هدف طی نماید. تبلیغات یکی از راه های ارتباطیِ مهم با مشتری است.

1- شناخت شرایط ساطمان و تهیه گزارش شناخت از محصولات، خدمات و کمپانی طرف قراردادش

2- برنامه ریزی و اجرای برنامه های تحقیقاتی مطالعاتی مورد نیاز سازمان ها در حوزه تبلیغات و برندسازی

3- طراحی یک برنامه تبلغاتی (تقویم تبلیغاتی) برای ساختارمند کردن برنامه های تبلیغاتی

4- تعیین بودجه بندی مناسب در شرایط سه حالت خوش بینانه، عادی و سختگیرانه، برای تقویم تبلغاتی یاد شده

5- طراحی یک برنامه اجرا (Action Plan) قابل استفاده برای اجرای دقیق کمپین ها و برنامه های تبلیغاتی

6- پیش بینی و طراحی کمپین های تبلیغاتی در تقویم تبلیغاتی به فراخور نیاز

7- انتخاب پیمانکاران تبلیغاتی و نظارت بر عملکرد آنها برای عینیت بخشی هر چه بیشتر به برنامه های تبلبغاتی طراحی شده

8- گزینش رسانه های اثر بخش تبلیغاتی با توجه به میزان نرخ تبدیل و قیمت در زمینه رسانه های دیجیتال و رسانه های سنتی

9-آموزش پرسنل کارفرما در حوزه تبلیغات و کمک به استخدام نیروهای مد نظر در این حوزه

10- مشاور تبلیغات وظیفه تسهیل فرایند سنجش اثر بخشی ابلیغات را از طریق گروه های تحقیقات بازار فراهم میکند.

 

جلب اعتماد به برند با توصیه‌هایی برای افزایش وفاداری مشتریان

برای کسب‌و‌کارهای جدید، شهرت و اعتبار همه چیز است. بدون داشتن سابقه و پیشینه‌ای که بتوانید بر آن تکیه کنید، مشتریان فقط به وعده‌هایی که به آنها می‌دهید، تکیه می‌کنند. با توجه به سرمایه و همه‌ی آنچه باید از به خطر افتادن آنها جلوگیری کنید، ایجاد اعتماد به برند اهمیت بسیار زیادی دارد. ولی برای اینکه مشتریان به برند شما اعتماد کنند و حتی آن را به دیگران نیز توصیه کنند، چه کارهایی باید انجام بدهید؟ در این مقاله ۱۶ اقدام ضروری را شرح می‌دهیم که در جلب اعتماد مشتریان به برند شما اهمیت بسیار زیادی دارد.

برای برندسازی و ایجاد حس اعتماد به برند همواره و در تمام ارتباطات خود صداقت و درستی را در پیش بگیرید و اطمینان بیابید که صدای برند شما با مصرف‌کننده ارتباط برقرار می‌کند. حتما به تمام بازخوردهای مشتریان، چه مثبت و چه منفی توجه کنید. واکنش‌های صادقانه و بی‌ریای شما نسبت به بازخوردها موجب می‌شود مواردی را که لازم است اصلاح کنید و از سوی دیگر به مخاطبان‌تان نشان می‌دهید که به گفته‌های آنها توجه می‌کنید و برای آنچه می‌گویند ارزش قائل هستید.

۱. با مشتریان خود با صدایی واقعی و انسانی صحبت کنید

صدای برند باید آراسته، مقتدرانه و در عین‌ حال مهربان و انسانی باشد. وقتی متن معرفی محصولات و خدمات خود را می‌نویسید، آن را تا حدی محاوره‌ای نگه دارید که پیام‌های شما شبیه زبان واقعی افرادی باشد که در پس برند شما قرار دارند. استفاده از زبان بسیار آراسته ارزشمند است و جایگاه خود را دارد، ولی این زبان چیزی نیست که اعتمادی دوستانه ایجاد کند و برای این منظور به تعامل‌های واقعی و گفت‌و‌گوهای طبیعی و صادقانه نیاز دارید.

۲. رابطه‌ای دوستانه ایجاد کنید

ایجاد اعتماد به برند برای شرکتی تازه‌کار بسیار شبیه ایجاد رابطه‌ای دوستانه است، زیرا در اینجا نیز شما باید تا حد زیادی بر دوست جدید خود (مشتری جدید) سرمایه‌گذاری و به احساسات او و آنچه برایش اهمیت دارد، توجه کنید. بر اساس همین توجه و مواظبت ویژه در مورد تاثیر هر یک از تعاملاتی که با مشتریان جدید دارید، قوانین لازم را برای ایجاد اعتماد نسبت به برند خود مشخص می‌کنید.

۳. با نخستین مشتری مانند شخصی بسیار مهم رفتار کنید

برای نخستین مشتری خود، استانداردها را در سطح بالایی قرار بدهید و از استانداردهای معمول خود فراتر بروید. به او نشان بدهید که شرکت شما برای به‌دست آوردن اعتماد و راضی نگه داشتن او هر کاری را که لازم باشد، انجام می‌دهد. وقتی پایه و اساس اولیه‌ی ارتباط قوی با مشتریان خود را ایجاد کنید، زمینه‌ای را فراهم می‌کنید که این مشتریان راضی دیگران را نیز به خرید از شما ترغیب کنند و از طرف شما، در مورد شما به مشتریان جدید اطمینان بدهند.

۴. خواهان بازخورد باشید و برای بازخوردها ارزش قائل شوید

شرکت‌ها باید از مشتریان خود بخواهند که بازخوردهای خود را بیان کنند و البته باید به این بازخوردها بها بدهند. برای دریافت بازخوردها می‌توان از فرم‌های نظرسنجی، درخواست برای دنبال کردن شرکت در شبکه‌های اجتماعی یا شرکت در بررسی‌های آنلاین استفاده کرد. بررسی‌های آنلاین تأثیر بسیار زیادی بر تصمیم‌گیری مشتریان در مورد خرید دارند. شرکت‌ها باید مشتریان را به بیان بازخوردهایشان تشویق کنند و بر بازخوردهایی که دریافت می‌کنند نظارت داشته باشند و با شفافیت به آنها پاسخ بدهند.

۵. از اعتبار بنیانگذاری استفاده کنید

صحبت در مورد بنیانگذار محصول و داستان شکل‌گیری ایده و تولید محصول، روش مؤثری برای نشان دادن شورواشتیاق و تمام سختی‌ها و مرارت‌هایی است که در تولید محصول وجود داشته است. با بیان فرایند طراحی و تفکرات پس آن، نمونه‌های آزمایشی و شکست‌های فراوان، می‌توانید ارتباط احساسی با مشتریان برقرار کنید و کاری کنید که مشتریان جدید از شرکت خرید کنند. همه شنیدن داستان داوود و جالوت را دوست دارند و این مزیتی است که شرکت‌های دیگر نمی‌توانند با آن رقابت کنند.

۶. خدمات عالی به مشتریان ارائه بدهید

چگونه در روابط خود اعتماد طرف مقابل را جلب می‌کنید؟ نشان می‌دهید که به او اهمیت می‌دهید، قابل‌ اطمینان و صادق هستید و در مقابل آنچه از او می‌گیرید، شما هم چیزهایی به او می‌دهید. در مورد اعتماد به برند هم همین مسئله صادق است. شما باید با ارائه‌ی بهترین خدمات به مشتریان به‌صورت شبانه‌روزی نشان بدهید که به آنها اهمیت می‌دهید. هرگز در مورد چیزی که ارائه می‌دهید دروغ نگویید و همیشه شفاف باشید. فراموش نکنید که هر چند وقت یک‌بار بدون دلیل به آنها خدمات و محصولات اضافه‌ای ارائه بدهید.

۷. برای مشتریان خود تجربه‌ ایجاد کنید

امروزه تاکتیک‌های سنتی  برندسازی تا حد زیادی بی‌تأثیر شده‌اند. بازاریابان برندها را ایجاد نمی‌کنند بلکه این مردم هستند که این کار را انجام می‌دهند، بنابراین شما باید زمینه‌ی لازم برای انجام این کار را برای مردم فراهم کنید. استفاده از رویدادهای واقعی بهترین روش انجام این کار است. به همین دلیل است که فعال‌سازی برند (activation) به بزرگ‌ترین بخش بودجه‌های بازاریابی کسب‌و‌کار به کسب‌و‌کار (B2B) تبدیل شده است و بخش قابل‌ توجهی از بودجه‌ی برندهای کسب‌و‌کار به مصرف‌کننده‌ی (B2C) در حال‌ ظهور را به خود اختصاص می‌دهد.

۸. ابتدا ارزش ویژه‌ی برند را ایجاد کنید

ارزش ویژه‌ی برند (Brand Equity) یعنی آنچه مشتریان‌تان در مورد شما می‌گویند. ارزش ویژه‌ی برند اهمیت زیادی در ایجاد اعتماد به برند شما دارد. در طول زمان کارهای بزرگ انجام بدهید و کاری کنید مشتریان‌تان در وب‌سایت‌های بررسی برند در مورد کارهایی که انجام داده‌اید صحبت کنند. با انجام مطالعات موردی عمیق در مورد مشتریان راضی و ارسال آنها در وبسایت خود یا به اشتراک گذاشتن آنها با مشتریان بالقوه‌ی خود، اعتماد بیشتری نسبت به برند خود ایجاد کنید. با انجام این کارها با گذشت زمان ارزش ویژه‌ی برند شما افزایش خواهد یافت.

۹. از شفافیت استقبال کنید

موفق‌ترین برندها از طریق کاهش شکاف میان وعده‌هایی که داده‌اند و عمل به آن وعده‌ها، اعتماد به برند خود را در میان مشتریان افزایش می‌دهند. می‌توان این کار را از طریق سرمایه‌گذاری بر امنیت داده‌ها، جمع‌سپاری (crowdsourcing) محصولات جدید از بازخوردهای مشتریان یا اجرای شیوه‌های آگاهانه‌ی اجتماعی در سرتاسر زنجیره‌ی تامین انجام داد. اجرای این تاکتیک‌ها به برندهای پیشرو کمک می‌کند اعتماد مشتریان را به خود جلب کنند و تجربه‌ی کاربری عالی‌ای را برای مشتریان خود ایجاد کنند.

۱۱. از مدارک اثبات‌شده استفاده کنید

شما می‌توانید از شهادت مشتریان به‌عنوان مدارک اثبات‌شده‌ای برای نشان دادن ارزشی که برند شما ارائه می‌دهد، جوایزی که شرکت و مدیران دریافت کرده‌اند برای نشان دادن اعتبار کسب‌و‌کارتان در صنعت و ضمانت‌های خدماتی‌ای که ریسک‌های موجود برای مشتریان بالقوه را از میان می‌برد، استفاده کنید.

۱۲. برای ایجاد اعتماد به برند ارزشی را ارائه دهید

شرکت‌ها می‌توانند به‌جای اینکه صرفا محصول یا خدمات خود را تبلیغ کنند، از طریق ارائه‌ی ارزش به مشتریان خود، به شکل‌گیری اعتماد به برند خود کمک کنند. می‌توان این کار را با ارسال مطالبی مرتبط با صنعت خود و ارسال مطالب آموزنده‌ای انجام داد که موجب افزایش اعتبار و نفوذ کسب‌و‌کار در زمینه و حوزه‌ی فعالیت خود می‌شود. به‌علاوه این کار به مشتریان نشان می‌دهد که به آنها اهمیت می‌دهید و این خود موجب افزایش بیشترِ اعتماد به برند شما می‌شود.

۱۳. تعامل برقرار کنید و آن را تقویت کنید

مانند هر رابطه‌ی دیگری در اینجا نیز اعتماد با یک اقدام ساده ایجاد نمی‌شود و برای جلب اعتماد مشتریان باید مجموعه‌ای از تجربه‌ها وجود داشته باشد که موجب شود مصرف‌کننده با برند شما رابطه‌ای عاطفی برقرار کند. وبلاگ‌ها ابزار بسیار مناسبی برای ارائه‌ی مطالب سودمند به مخاطبان شما هستند که در آنها سعی نمی‌شود چیزی به مخاطبان فروخته شود. افزودن ارزش، نخستین گام در ایجاد علاقه میان شما و مخاطبان شماست. پس از ایجاد این علاقه، وظیفه‌ی شما تقویت این رابطه از طریق تعاملات و تاکیدهای مکرر است.

۱۴. بگذارید دیگران برند شما را بسازند

مردم علاقه‌ی چندانی به آنچه شما می‌گویید ندارند و بیشتر تمایل دارند چیزهایی را بشنوند که دیگران در مورد شما می‌گویند. شما باید به‌طور مرتب شهادت‌های مکتوب یا ویدئویی مشتریان و مطالعات موردی را به اشتراک بگذارید. اگر بتوانید به‌طور موثر داستان‌های موفقیت دیگران را بازگو کنید، مصرف‌کنندگان دیرباور نیز راحت‌تر باور می‌کنند که شما می‌توانید آنها را نیز به موفقیت برسانید. در مطالعات موردی خود، ارقام مشخصی را بیان کنید و تا جای ممکن از کُلی‌گویی بپرهیزید.

۱۵. مشتریان خود را نمایش بدهید

اگر شما یک سازمان B2B هستید، اهمیت زیادی دارد که نام مشتریان قبلی و فعلی خود را در وبسایت‌تان نمایش بدهید. این کار به ایجاد اعتبار برای شما کمک می‌کند و موجب می‌شود بیننده، برند شما را به رسمیت بشناسد. اگر با برندهای دیگری که مشتریان به آنها اعتماد دارند همکاری کرده‌اید، مشتریان تمایل بیشتری خواهند داشت که به شما نیز اعتماد کنند.

۱۶. به وعده‌های خود عمل کنید

هر سازمانی می‌تواند بیانیه‌ی رسالت (mission statement) و وعده‌ی برند خود را در وب‌سایت خود بیان کند، ولی آنچه موجب ایجاد اعتماد به برند شما می‌شود، این است که نشان بدهید به آنچه می‌گویید عمل می‌کنید و وقتی حرفی می‌زنید به آن پایبند هستید. هیچ‌چیز بیشتر و سریع‌تر از برآورده نکردن انتظارات مشتریان، به رابطه‌ی شما با آنها آسیب نمی‌زند. ولی اگر از نظر کیفیت و سرعت ارائه‌ی محصولات یا خدمات، از انتظارات مشتریان نیز بهتر باشید، به‌سرعت در دید آنها به قهرمان تبدیل می‌شوید.

همیشه به یاد داشته باشید که برند شما بر اساس اینکه دیگران چه درک و شناختی از شما دارند، شکل می‌گیرد. شما می‌خواهید برندتان چه پیامی را بیان کند؟

برگرفته از: infinityconcepts forbes

انواع معماری برند و انتخاب بهترین شیوه اجرای آن برای برند شما

معماری برند یکی از ابزارهای استراتژیک و مهم برند است که رابطه‌ی بین برند مادر (parent brand) و زیربرندهای خانواده‌ی آن را تعریف و بررسی می‌کند. وظیفه‌ی برند مادر، تأیید همه‌ی این زیربرندهاست. معماری برند نشان می‌دهد چگونه یک زیربرند باید با برند اصلی (masterbrand) ارتباط بسیار نزدیک داشته باشد. ارتباطات برند و نیز نام برند، طراحی لوگو (نشان)، بسته بندی محصولات، ضمانت فروش و نظایر آن، مواردی هستند که این ارتباط یا بی‌ارتباطی را به صورت بصری و کلامی نشان می‌دهند. در اینجا ابتدا سه نوع معماری برند متداول را معرفی می‌کنیم و پس از آن به مراحل اساسی ایجاد معماری برند می‌پردازیم.

انواع معماری برند

معماری برند انواع مختلفی دارد. سه نوع از محبوب‌ترین آنها، خانه‌ی برندی (Branded House)، خانه‌ی برندها (House of Brands) و معماری برند ترکیبی (Hybrid Architecture) هستند. بسته به نوع برند و کسب‌وکارتان، می‌توانید یکی از این استراتژی ها را که برای برندتان مناسب‌تر است، انتخاب کنید.

۱. خانه‌ی برندی

در این نوع شیوه، یک برند مادر وجود دارد که همواره با زیربرندهای خانواده در ارتباط نزدیک است. نام همه‌ی زیربرندها در پیوند با برند مادر است. این ارتباط نزدیک و هماهنگی به‌جز نام برند، در لوگو، بسته‌بندی و ارتباطات برند نیز دیده می‌شود.

یکی از نمونه‌های آن، برند ویرجین (Virgin) است. ویرجین متشکل از چند برند مختلف مانند خطوط هوایی ویرجین، کافه ویرجین، ویرجین‌دیجیتال و تعدادی برند دیگر است. همه‌ی زیربرندهای این برند، نام ویرجین را بر خود دارند و عناصر دیگر آنها نیز با یکدیگر هماهنگ است.

آیا این استراتژی برای برند شما مناسب است؟

این نوع معماری برند شرایطی را برای برند اصلی فراهم می‌کند تا بیشتر در معرض دید عموم قرار بگیرد. این استراتژی، قابلیت‌های سازمان یا کسب‌وکار را گسترش می‌دهد و کمک می‌کند از سرمایه گذاری برند مؤثرتر استفاده شود.

۲. خانه‌ی برندها

در این نوع شیوه، برند مادر، مالکیت چند زیربرند مختلف را دارد و وظیفه‌ی آن مدیریت این زیربرندهاست. هر یک از این زیربرندها برندی منحصربه‌فرد هستند و ویژگی‌هایی متمایز از برند اصلی دارند. نام، لوگو و سبک ارتباطات این برندها کاملا مشخص است و با برند اصلی ارتباط نزدیک ندارند.

جنرال‌موتورز، مثالی مناسب برای این نوع معماری برند است. شاید باور آن مشکل باشد، اما برندهای شورلت، هامر، کرایسلر، کادیلاک، جیپ، مزدا، اوپل، بیوک و نظایر آن که برندهای متمایز از یکدیگر هستند، همگی زیربرند یک برند اصلی به نام جنرال‌موتورز هستند.

آیا این استراتژی برای برند شما مناسب است؟

این شیوه کمی انعطاف‌پذیرتر از خانه‌ی برندی است. در این نوع معماری، هر برند می‌تواند از طریق بازاریابی و استراتژی‌های ارتباطی منحصربه‌فرد، به بخشی از نیازهای بازار پاسخ دهد.

۳. معماری برند ترکیبی

این نوع استراتژی از هر دو ویژگی معماری برند استفاده می‌کند. در این مدل ترکیبی، همه‌ی انواع روابط بین برند مادر و زیربرندهای آن می‌توانند در کنار هم وجود داشته باشند. برخی از زیربرندها می‌توانند ارتباط نزدیک با برند اصلی داشته باشند و برخی دیگر می‌توانند ویژگی‌های متمایز خود را حفظ کنند. فولکس‌واگن مثالی کلاسیک برای این معماری است. این برند، علاوه‌بر اینکه برندی به نام فولکس‌واگن دارد، مادر برندهایی مانند بوگاتی، سیت، آئودی و اسکوداست که برندهای متمایز هستند.

آیا این استراتژی برای برند شما مناسب است؟

معماری برند ترکیبی، تلفیق خانه‌ی برندی و خانه‌ی برندهاست. این نوع معماری از نظر مالکیت، محصولات جانبی، استفاده از ارزش برند و محصولات یا برندهای مختلف و متناسب با بخش‌های مختلف بازاریابی، انعطاف‌پذیرتر است.

 

مراحل اساسی ایجاد معماری برند به‌طور مطلوب

پس از آشنایی با انواع معماری برند، ابتدا باید ببینید کدام‌‌یک از این شیوه‌ها برای برندتان مناسب‌تر است. برای انتخابی هوشمندانه، ابتدا باید از نیازهای برند خود آگاه باشید و مراحل ایجاد معماری برند را به‌خوبی درک کنید. سپس می‌توانید یکی از استراتژی‌های فوق را انتخاب کنید.

۱. مخاطبان اصلی‌تان را بشناسید

مخاطبان اصلی برندتان چه کسانی هستند؟ آیا با مشتریان، مصرف‌کنندگان، مشتریان بالقوه‌ی کسب‌وکار، کارمندان، جامعه‌ی مالی، شریکان تجاری، رسانه‌ها، دولت و نظایر آن ارتباط دارید؟ مخاطبان‌تان بومی هستند یا جهانی؟ برای جذب هرچه بیشتر مخاطبان‌ به چه چیزی نیاز دارید؟ مثال‌های زیر برخی از این نیازها را نشان می‌دهند:

مشتریان و مصرف‌کنندگان باید از عمق و گستردگی پیشنهادهای شرکت‌ آگاه باشند. در این صورت احتمال بیشتری وجود دارد که با شما ارتباط برقرار کنند و بتوانید محصولات یا خدمات خود را به آنان بفروشید.

مشتریان بالقوه‌ی کسب‌وکار باید از محصولات، خدمات و ارزش شرکت‌ آگاه باشند. در این صورت، شانس بیشتری خواهید داشت تا آنان را به‌عنوان مشتری به تجارت خود جذب کنید.

کارکنان باید سازمان را خوب بشناسند تا به بهره وری بیشتر دست یابند، حامی تجارت‌تان باشند و در گروه‌ها و اجتماعات خود (مانند اجتماعات شغلی و گروه‌های اجتماعی) درباره‌ی ارزش سازمان‌ با دیگران صحبت کنند.

جوامع مالی باید از گستردگی و ارزش شرکت آگاه باشند تا آن‌چنان که باید به آن توجه کنند و برایش ارزش قائل شوند.

شریکان تجاری باید از عملکرد شرکت‌ به اندازه‌ی کافی اطلاعات داشته باشند تا بتوانند ارزش و فرصت‌های بیشتری برای شرکت بیافرینند.

۲. درک روشنی از کسب‌وکار خود داشته باشید

معماری‌های موفقیت‌آمیز برند، پشتوانه‌ی مستحکمی از لحاظ کسب‌وکار دارند. برای ایجاد معماری برند مناسب، باید ابتدا اهداف کوتاه‌مدت و طولانی‌مدت شرکت (مانند مالکیت، رشد اساسی، فروش و عرضه‌ی اولیه‌ی عمومی) را مشخص کنید. ببینید آیا شرکت می‌تواند خطوط تولید محصول یا محدوده‌ی جغرافیایی‌اش را گسترش دهد یا خیر.

۳. ارزیابی ارزش زیربرندها و برندهای فرعی برند اصلی

معماری برند نشان می‌دهد چگونه برند اصلی و زیربرندهای آن به یکدیگر وابسته‌اند و از یکدیگر پشتیبانی می‌کنند. بنابراین پیش از آنکه تعیین کنید یک برند به برندهای دیگر خانواده سود یا ضرر می‌رساند، باید ابتدا درک روشنی از ارزش مشهود برندتان داشته باشید. یک زیربرند قوی می‌تواند از همه‌ی برندهای دیگر که در خانواده‌ برندها وجود دارند، حفاظت کند.

۴. ارزیابی ارزش در روابط برندهای مشترک

برندسازی مشترک، برندهای مختلف را در سطحی قرار می‌دهد که این برندها به تنهایی نمی‌توانستند در آن جای بگیرند. از این طریق، بر ارزش ویژه برند نیز می‌افزاید و باعث تقویت تجارت می‌شود. البته برندسازی مشترک می‌تواند در درازمدت مشکلاتی ایجاد کند. به‌عنوان مثال، مخاطبان ممکن است با پیام‌های متناقض برندها سردرگم شوند یا بروز مشکل برای یک برند، برندهای دیگر را نیز درگیر کند. به‌دقت بررسی کنید که آیا همکاری دو یا چند برند برای حمایت از یک محصول یا خدمات، لازم است؟ آیا این همکاری مزایایی خواهد داشت یا خیر؟

۵. تعیین بودجه‌ی بازاریابی

بیشترین هزینه‌ی بازاریابی برای معماری برند اصلی صرف می‌شود، زیرا مزایای حاصل از آن به همه‌ی زیربرندها تعلق می‌گیرد. از بین سه نوع معماری که توضیح دادیم، خانه‌ی برندها از همه گران‌تر است، زیرا باید روی همه‌ی زیربرندها سرمایه‌گذاری کند. بنابراین، هنگام ایجاد معماری برند، باید به میزان بودجه‌تان توجه داشته باشید.

۶. بررسی پیامدهای قانونی یا مالیاتی

با اینکه معماری برند به معماری سازمانی شباهت ندارد، ممکن است ایجاد برخی ساختارهای معین، پیامدهای مالیاتی یا قانونی داشته باشد. برای مثال، برای استفاده از برندی که به یک شرکت یا نهاد قانونی دیگر در سازمان اصلی تعلق دارد، اغلب به انعقاد قرارداد یا اخذ مجوز نیاز دارید. علاوه‌بر آن، ممکن است برای استفاده از یک برند (به‌ویژه در سطح بین‌المللی) به مجوز در حوزه‌ی قانونی دیگری نیاز داشته باشد. استراتژی‌های مربوط به همکاری برندها ممکن است بیشتر از سایر استراتژی‌ها به تخصیص هزینه‌های مربوط به صدور مجوز نیاز داشته باشند.

۷. ایجاد یک برنامه و جدول زمانی برای معرفی معماری برند

پس از آنکه مناسب‌ترین نوع معماری برند را برای شرکت‌ تعیین کردید، باید سیستمی بصری برای معرفی و حمایت از آن ایجاد کنید. به‌عنوان مثال، اگر در حال توسعه‌ی ساختار خانه‌ی برندی هستید، باید از بصری‌سازی برند (ویژوال‌برندینگ) استفاده کنید تا بتوانید همه‌ی جوانب را در کنار هم داشته باشید. از سوی دیگر، اگر تشخیص داده‌اید که داشتن زیربرندهای متمایز بیشتر به نفع کسب‌وکارتان است، باید سیستمی دارای هویت مشخص برای پشتیبانی از آن معماری ایجاد کنید. اگر در نظر دارید استراتژی معماری برند را تغییر دهید، می‌توانید از استراتژی‌های مختلفی که به این منظور وجود دارد، بهره ببرید. این روش‌ها، فرایند انتقال را (بدون آسیب‌رساندن به ارزش برند) تسهیل می‌کنند.

۸. ایجاد درخت تصمیم‌گیری برای حفظ معماری برند

پس از آنکه معماری برند موردنظر را ایجاد کردید، بهترین ابزار برای حفظ آن، استفاده از درخت تصمیم گیری است. درخت تصمیم‌گیری رسمی می‌تواند از هر گونه حدس و گمان بی‌پایه که ممکن است هنگام رویارویی با نتایج حاصل از مسائل مربوط به برند (شامل خرید، توسعه محصول یا برند داخلی، اصلاحات داخلی و مانند آن) رخ دهد، جلوگیری کند.

در طراحی معماری برند سازمان‌ هوشمندانه عمل کنید. این کار نیاز به تفکر دقیق دارد. باید به‌طور رسمی به معماری برند رسیدگی کنید و سرمایه‌های برندی را بهینه‌سازی کنید. درغیراین‌صورت برندتان را به‌سادگی به خطر می‌اندازید.

بازاريابي مستقيم یا مويرگي، کدامیک؟

بازاريابي مستقيم به عنوان به كارگيري كانالهاي مستقيم ارتباط با مصرف كنندگان به منظوريافتن مشتري وتحويل محصول و خدمت به مشتري بدون نياز به استفاده از واسطه هاي بازاريابي تعريف شده است بازاريابي مستقيم به بازارياب اجازه مي دهد كه پاسخ هاي مستقيم بيشتري از مشتري دريافت كرده بازارهدف را به گونه اي بهتر نشانه گيري كند ومحصول را بدون قرارگرفتن در فرايند عريض وطويل وپر هزينه كانالهاي سنتي به فروش رساند

بازاريابي مویرگی، لزوماً شامل فعالیت‌های کوتاه‌ مدت و پاسخ مدار نیست. بازاريابي مستــقیم به دنبال توسعه روابط مستقیم مستمر با مشتریان است، چراکه اکثر بازاریابان براین باورند که هزینه جذب مشتریان جدید، پنج برابر حفظ مشتریان فعلی است. براین اساس فعالیت های بازاریابی مستقیم،به عنوان ابزاری برای رضایتمند نگه داشتن مشتریان و تشویق او به هزینه کردن خواهدبود. زمانی که مشتری جذب شد، فرصت فروش سایر محصولات بنگاه به او، به وجود می‌آیدنکاتی که از ملزومات طراحی های چاپی هستند و همواره هر بازاریابی باید این نکات را در نظر داشته باشد.

پس بازاريابي مویرگی می ‌تواند مشتریان بالقوه را شناسایی و تعدیل کرده و راه فروش را هموارکند همچنین بازاريابي مستقیم می‌ تواند آگاهی مشتریان بالقوه و مشتریان کنونی را در مورد یک شرکت و محصولات و خدمات شرکت افزایش دهد و به عنوان ابزاری برای یادآوری این نکته به کار رود که شرکت می ‌خواهد با طرف مقابل رابطه تجاری داشته باشد .

به گمان کاتلر بازاريابي مستقیم به عنوان به کارگیری کانالهای مستقیم ارتباط با مصرف کننده به منظور یافتن مشتری و تحویل محصول و خدمت به مشتری، بدون نیاز به استفاده از واسطه ها ی بازاريابي تعریف شده است. بازاریابی مستقیم به بازاریاب اجازه می دهد که پاسخهای مستقیم بیشتری را از مشتری دریافت کرده، بازار هدف را به گونه بهتری نشانه ‌گیری کند و محصول را بدون قرار گرفتن در فرایـنـد عــریض و طویل و پرهزیـنـه کانالهای سنــتی به فـروش رساند.

 

خدمت یا سرویس چیست؟

یک خدمت، فعالیت یا مجموعه‌ای از فعالیت‌های کم و بیش ناملموس است که معمولاً و نه لزوماً در تعاملات بین مشتری و کارکنان خدمات و یا منابع فیزیکی و یا کالاها و یا سیستم‌های عرضه‌کننده خدمات صورت می‌گیرد و به عنوان راه حلی برای مشکلات مشتری ارائه می‌شود.

 خدمات در مقایسه با محصولات دارای تفاوت‌هایی است. زیتامیل و همکاران (۱۹۹۰) این تفاوت‌ها را به صورت ذیل مطرح می‌کنند:

اکثر خدمات نا ملموس می‌باشند. از آن‌جا که خدمات غالباً در قالب عملکرد یا تجربیات به مشتری ارائه می‌شود، تعیین مشخصات فنی یا مهندسی برای آن‌ها به‌صورتی‌که در زمینه کالاهای ملموس و با هدف ایجاد یکنواختی در تولید متداول است، امکان پذیر نمی‌باشد. به‌همین دلیل شناسایی دقیق معیارهای که مشتریان برای ارزیابی کیفیت خدمات مورد توجه قرار می‌دهند کار چندان ساده‌ای نیست.

 خدمات ناهمگون و ناهمسان است. خدمات (به‌ویژه خدماتی که به مقدار زیادی از عملکرد نیروی انسانی بهره می‌برد) ناهمگون و ناهمسان می‌باشند. به بیان دیگر عملکرد کارکنان سازمان از یک تولیدکننده یا تولیدکننده دیگر، از یک مشتری با مشتری دیگر و حتی در یک روز با روز دیگر تفاوت دارد. از همین رو بر خلاف محصولات ملموس، استانداردسازی عملکرد کارکنان با هدف تضمین یکنواختی محصول عرضه شده به ندرت امکان‌پذیر است.

 Despicable Me 3 live streaming movie

10 گام برای ایجاد و نگهداری یک برند موثر

برای ایجاد و نگهداری یک برند موفق می بایست گام های را برداشت ، گام های موثر باعث می شوند تا نام برند در اذهان به خوبی ماندگار شود ، گاهی برندسازی کوچک و بی ارزش شمرده می شود اما تمام کارشناسان و مدیران بازاریابی بر این موضوع اعتقاد راسخ دارند که برند همان چیزی که که در ذهن ها ماندگار می شود شاید این روزها خیلی ها ، خیلی چیز ها درباره برند بگویند ، مطلب بنویسند تحقیق کنند اما واقعیت چیست ؟ از این رو گام های موثر در برندینگ عبارت است از :

ادامه مطلب

ضرورت وب سایت اینترنتی برای برند

بسیاری از صاحبان مشاغل و مدیران شرکت ها برای ورود به دنیای کسب و کار جدید، می بایست در اولین قدم به راه اندازی یک وب سایت فکر کنند تا از آن طریق بتوانند محصول و ایده خود را در میان میلیون ها کاربر اینترنت تبلیغ کنند. زمانی که از مدیران سازمان ها و شرکت ها سوال می شود که آیا شرکت شما دارای سایت است یا نه، در جواب می گویند بله داریم و سایت در اختیار روابط عمومی می باشد. اما زمانی که به سایت شرکت یا سازمان مراجعه می کنیم، می بینیم که سایت شرکت در حد یک بروشور غیر حرفه ای می باشد و روزانه بازدید خیلی کمی هم دارد.
مدیران سازمان ها و شرکت ها باید به این نکته توجه داشته باشند که داشتن یک سایت می تواند در تجارت آنها تاثیر بسزایی داشته باشد و باید بیشتر از قبل به این موضوع مهم توجه داشته باشند.

در درجه اول باید سایت خود را ساده و روان اما حرفه ای طراحی کنند طوری که اگر کاربر به سایت مراجعه کرد، بتواند راحت و بدون دردسر به هدف خود برسد.

داشتن یک هاست قوی و پشتیبانی دائمی در روند کار سایت تاثیر مثبت دارد و رضایت کاربر را جلب می کند.

گرافیک سایت از مهترین عوامل جذب کاربر و مشتری شما می باشد.

اما سایت هر چقدر هم که حرفه ای باشد، اما اگر بازدید خوبی نداشته باشد، نمی تواند به کسب و کار شما کمک کند به همین دلیل باید به دنبال راه های تبلیغاتی باشید تا بتوانید کاربران زیادی را برای سایت خود جذب کنید.

وجود یک وب سایت حرفه ای و حضور یک متخصص که تسلط کافی در این زمینه داشته باشد، می تواند کسب و کار شرکت یا سازمان را رونق ببخشد و وب سایت شما انتقال دهنده و بیانگر ایده و فکر شماست پس باید به بهترین شکل طراحی و پیاده سازی شود و به نوعی به کار شما اعتبار می دهد.

نقش و وظايف مدير توسعه بازار

از آنجا كه شرکت‌ها همواره محصولات جديدي را معرفي مي‏كنند، به دنبال آن انواع معاملات جديدي را نيز ارائه مي‏دهند كه منجر به قراردادهاي همكاري جديدي مي‏شوند؛ در واقع مي‏توان گفت، ارتباطات دنياي كسب‏ وكار همواره در حال تغيير و تحول است.

از اين روي براي كمك به تسهيل ارتباطات كسب‏ وكار و ايجاد روابط جديد، شرکت‌ها به مديران توسعه بازار نياز پيدا مي‏كنند.مديران توسعه بازار براي تضمين موفقيت آينده شركت ‏بايد ارتباط خود را با توزيع‏ كنندگان، مشتريان و افراد گروه فروش شركت حفظ كنند و تمركز اصلي كار خود را به مديريت ارتباطات بين بخش‌ها، گروه‌ها و افراد گوناگوني كه با آنها در ارتباط هستند، معطوف كنند.يك مدير توسعه بازار با ورود به مسائل و نگراني‌هاي همكاران خود، قطعا نقش بسزايي را در كاهش مشكلات آنها بازي مي‏كند. به اين معنا كه آنها در فرآيند مذاكرات كسب‏وكار با پشتوانه‏ قوي از تحقيقات دقيق و اطلاعات مالي كافي و محرك‌هاي صنعتي كه شركت در آن فعاليت مي‏كند، وارد جلسات بحث و گفت‏ وگو و مذاكرات مي‏شوند و براي به دست آوردن اين مطالعات، آنها باید در شناخت سمت و سوي صنايع هدف خود به‏ روز باشند. بنابراين آنها بايد مقالات مربوط به صنعت خود را مطالعه كنند، در رويدادهاي مرتبط با آن صنعت شركت و تحقيق كنند كه شرکت‌هاي رقيب چه كارهايي انجام مي‏دهند و چگونه مي‏توان آن خدمات را بهتر از رقبا انجام داد.مطالعه‏ مداوم صنايع براي اين مديران اين فرصت را فراهم مي‏كند كه قادر باشند طبقه‏ بندي‌هاي جديد بازار و بازارهاي ناشناخته خاص را شناسايي كنند و براي ورود به اين بازارها برنامه‏ريزي‌هاي لازم را انجام دهند. بيشتر زمان مديران توسعه بازار به جلسات و مذاكرات مرتبط با كسب‏ وكار شركت مي‏گذرد كه آنها را ملزم مي‏كند همواره از مهارت‌هاي تحليلي و تحقيقاتي قوي برخوردار باشند و اين مهم آنها را به عضوي باارزش از هر گروه كسب‏ وكار تبديل مي‏كند.

ادامه مطلب