جلب اعتماد به برند با توصیه‌هایی برای افزایش وفاداری مشتریان

برای کسب‌و‌کارهای جدید، شهرت و اعتبار همه چیز است. بدون داشتن سابقه و پیشینه‌ای که بتوانید بر آن تکیه کنید، مشتریان فقط به وعده‌هایی که به آنها می‌دهید، تکیه می‌کنند. با توجه به سرمایه و همه‌ی آنچه باید از به خطر افتادن آنها جلوگیری کنید، ایجاد اعتماد به برند اهمیت بسیار زیادی دارد. ولی برای اینکه مشتریان به برند شما اعتماد کنند و حتی آن را به دیگران نیز توصیه کنند، چه کارهایی باید انجام بدهید؟ در این مقاله ۱۶ اقدام ضروری را شرح می‌دهیم که در جلب اعتماد مشتریان به برند شما اهمیت بسیار زیادی دارد.

برای برندسازی و ایجاد حس اعتماد به برند همواره و در تمام ارتباطات خود صداقت و درستی را در پیش بگیرید و اطمینان بیابید که صدای برند شما با مصرف‌کننده ارتباط برقرار می‌کند. حتما به تمام بازخوردهای مشتریان، چه مثبت و چه منفی توجه کنید. واکنش‌های صادقانه و بی‌ریای شما نسبت به بازخوردها موجب می‌شود مواردی را که لازم است اصلاح کنید و از سوی دیگر به مخاطبان‌تان نشان می‌دهید که به گفته‌های آنها توجه می‌کنید و برای آنچه می‌گویند ارزش قائل هستید.

۱. با مشتریان خود با صدایی واقعی و انسانی صحبت کنید

صدای برند باید آراسته، مقتدرانه و در عین‌ حال مهربان و انسانی باشد. وقتی متن معرفی محصولات و خدمات خود را می‌نویسید، آن را تا حدی محاوره‌ای نگه دارید که پیام‌های شما شبیه زبان واقعی افرادی باشد که در پس برند شما قرار دارند. استفاده از زبان بسیار آراسته ارزشمند است و جایگاه خود را دارد، ولی این زبان چیزی نیست که اعتمادی دوستانه ایجاد کند و برای این منظور به تعامل‌های واقعی و گفت‌و‌گوهای طبیعی و صادقانه نیاز دارید.

۲. رابطه‌ای دوستانه ایجاد کنید

ایجاد اعتماد به برند برای شرکتی تازه‌کار بسیار شبیه ایجاد رابطه‌ای دوستانه است، زیرا در اینجا نیز شما باید تا حد زیادی بر دوست جدید خود (مشتری جدید) سرمایه‌گذاری و به احساسات او و آنچه برایش اهمیت دارد، توجه کنید. بر اساس همین توجه و مواظبت ویژه در مورد تاثیر هر یک از تعاملاتی که با مشتریان جدید دارید، قوانین لازم را برای ایجاد اعتماد نسبت به برند خود مشخص می‌کنید.

۳. با نخستین مشتری مانند شخصی بسیار مهم رفتار کنید

برای نخستین مشتری خود، استانداردها را در سطح بالایی قرار بدهید و از استانداردهای معمول خود فراتر بروید. به او نشان بدهید که شرکت شما برای به‌دست آوردن اعتماد و راضی نگه داشتن او هر کاری را که لازم باشد، انجام می‌دهد. وقتی پایه و اساس اولیه‌ی ارتباط قوی با مشتریان خود را ایجاد کنید، زمینه‌ای را فراهم می‌کنید که این مشتریان راضی دیگران را نیز به خرید از شما ترغیب کنند و از طرف شما، در مورد شما به مشتریان جدید اطمینان بدهند.

۴. خواهان بازخورد باشید و برای بازخوردها ارزش قائل شوید

شرکت‌ها باید از مشتریان خود بخواهند که بازخوردهای خود را بیان کنند و البته باید به این بازخوردها بها بدهند. برای دریافت بازخوردها می‌توان از فرم‌های نظرسنجی، درخواست برای دنبال کردن شرکت در شبکه‌های اجتماعی یا شرکت در بررسی‌های آنلاین استفاده کرد. بررسی‌های آنلاین تأثیر بسیار زیادی بر تصمیم‌گیری مشتریان در مورد خرید دارند. شرکت‌ها باید مشتریان را به بیان بازخوردهایشان تشویق کنند و بر بازخوردهایی که دریافت می‌کنند نظارت داشته باشند و با شفافیت به آنها پاسخ بدهند.

۵. از اعتبار بنیانگذاری استفاده کنید

صحبت در مورد بنیانگذار محصول و داستان شکل‌گیری ایده و تولید محصول، روش مؤثری برای نشان دادن شورواشتیاق و تمام سختی‌ها و مرارت‌هایی است که در تولید محصول وجود داشته است. با بیان فرایند طراحی و تفکرات پس آن، نمونه‌های آزمایشی و شکست‌های فراوان، می‌توانید ارتباط احساسی با مشتریان برقرار کنید و کاری کنید که مشتریان جدید از شرکت خرید کنند. همه شنیدن داستان داوود و جالوت را دوست دارند و این مزیتی است که شرکت‌های دیگر نمی‌توانند با آن رقابت کنند.

۶. خدمات عالی به مشتریان ارائه بدهید

چگونه در روابط خود اعتماد طرف مقابل را جلب می‌کنید؟ نشان می‌دهید که به او اهمیت می‌دهید، قابل‌ اطمینان و صادق هستید و در مقابل آنچه از او می‌گیرید، شما هم چیزهایی به او می‌دهید. در مورد اعتماد به برند هم همین مسئله صادق است. شما باید با ارائه‌ی بهترین خدمات به مشتریان به‌صورت شبانه‌روزی نشان بدهید که به آنها اهمیت می‌دهید. هرگز در مورد چیزی که ارائه می‌دهید دروغ نگویید و همیشه شفاف باشید. فراموش نکنید که هر چند وقت یک‌بار بدون دلیل به آنها خدمات و محصولات اضافه‌ای ارائه بدهید.

۷. برای مشتریان خود تجربه‌ ایجاد کنید

امروزه تاکتیک‌های سنتی  برندسازی تا حد زیادی بی‌تأثیر شده‌اند. بازاریابان برندها را ایجاد نمی‌کنند بلکه این مردم هستند که این کار را انجام می‌دهند، بنابراین شما باید زمینه‌ی لازم برای انجام این کار را برای مردم فراهم کنید. استفاده از رویدادهای واقعی بهترین روش انجام این کار است. به همین دلیل است که فعال‌سازی برند (activation) به بزرگ‌ترین بخش بودجه‌های بازاریابی کسب‌و‌کار به کسب‌و‌کار (B2B) تبدیل شده است و بخش قابل‌ توجهی از بودجه‌ی برندهای کسب‌و‌کار به مصرف‌کننده‌ی (B2C) در حال‌ ظهور را به خود اختصاص می‌دهد.

۸. ابتدا ارزش ویژه‌ی برند را ایجاد کنید

ارزش ویژه‌ی برند (Brand Equity) یعنی آنچه مشتریان‌تان در مورد شما می‌گویند. ارزش ویژه‌ی برند اهمیت زیادی در ایجاد اعتماد به برند شما دارد. در طول زمان کارهای بزرگ انجام بدهید و کاری کنید مشتریان‌تان در وب‌سایت‌های بررسی برند در مورد کارهایی که انجام داده‌اید صحبت کنند. با انجام مطالعات موردی عمیق در مورد مشتریان راضی و ارسال آنها در وبسایت خود یا به اشتراک گذاشتن آنها با مشتریان بالقوه‌ی خود، اعتماد بیشتری نسبت به برند خود ایجاد کنید. با انجام این کارها با گذشت زمان ارزش ویژه‌ی برند شما افزایش خواهد یافت.

۹. از شفافیت استقبال کنید

موفق‌ترین برندها از طریق کاهش شکاف میان وعده‌هایی که داده‌اند و عمل به آن وعده‌ها، اعتماد به برند خود را در میان مشتریان افزایش می‌دهند. می‌توان این کار را از طریق سرمایه‌گذاری بر امنیت داده‌ها، جمع‌سپاری (crowdsourcing) محصولات جدید از بازخوردهای مشتریان یا اجرای شیوه‌های آگاهانه‌ی اجتماعی در سرتاسر زنجیره‌ی تامین انجام داد. اجرای این تاکتیک‌ها به برندهای پیشرو کمک می‌کند اعتماد مشتریان را به خود جلب کنند و تجربه‌ی کاربری عالی‌ای را برای مشتریان خود ایجاد کنند.

۱۱. از مدارک اثبات‌شده استفاده کنید

شما می‌توانید از شهادت مشتریان به‌عنوان مدارک اثبات‌شده‌ای برای نشان دادن ارزشی که برند شما ارائه می‌دهد، جوایزی که شرکت و مدیران دریافت کرده‌اند برای نشان دادن اعتبار کسب‌و‌کارتان در صنعت و ضمانت‌های خدماتی‌ای که ریسک‌های موجود برای مشتریان بالقوه را از میان می‌برد، استفاده کنید.

۱۲. برای ایجاد اعتماد به برند ارزشی را ارائه دهید

شرکت‌ها می‌توانند به‌جای اینکه صرفا محصول یا خدمات خود را تبلیغ کنند، از طریق ارائه‌ی ارزش به مشتریان خود، به شکل‌گیری اعتماد به برند خود کمک کنند. می‌توان این کار را با ارسال مطالبی مرتبط با صنعت خود و ارسال مطالب آموزنده‌ای انجام داد که موجب افزایش اعتبار و نفوذ کسب‌و‌کار در زمینه و حوزه‌ی فعالیت خود می‌شود. به‌علاوه این کار به مشتریان نشان می‌دهد که به آنها اهمیت می‌دهید و این خود موجب افزایش بیشترِ اعتماد به برند شما می‌شود.

۱۳. تعامل برقرار کنید و آن را تقویت کنید

مانند هر رابطه‌ی دیگری در اینجا نیز اعتماد با یک اقدام ساده ایجاد نمی‌شود و برای جلب اعتماد مشتریان باید مجموعه‌ای از تجربه‌ها وجود داشته باشد که موجب شود مصرف‌کننده با برند شما رابطه‌ای عاطفی برقرار کند. وبلاگ‌ها ابزار بسیار مناسبی برای ارائه‌ی مطالب سودمند به مخاطبان شما هستند که در آنها سعی نمی‌شود چیزی به مخاطبان فروخته شود. افزودن ارزش، نخستین گام در ایجاد علاقه میان شما و مخاطبان شماست. پس از ایجاد این علاقه، وظیفه‌ی شما تقویت این رابطه از طریق تعاملات و تاکیدهای مکرر است.

۱۴. بگذارید دیگران برند شما را بسازند

مردم علاقه‌ی چندانی به آنچه شما می‌گویید ندارند و بیشتر تمایل دارند چیزهایی را بشنوند که دیگران در مورد شما می‌گویند. شما باید به‌طور مرتب شهادت‌های مکتوب یا ویدئویی مشتریان و مطالعات موردی را به اشتراک بگذارید. اگر بتوانید به‌طور موثر داستان‌های موفقیت دیگران را بازگو کنید، مصرف‌کنندگان دیرباور نیز راحت‌تر باور می‌کنند که شما می‌توانید آنها را نیز به موفقیت برسانید. در مطالعات موردی خود، ارقام مشخصی را بیان کنید و تا جای ممکن از کُلی‌گویی بپرهیزید.

۱۵. مشتریان خود را نمایش بدهید

اگر شما یک سازمان B2B هستید، اهمیت زیادی دارد که نام مشتریان قبلی و فعلی خود را در وبسایت‌تان نمایش بدهید. این کار به ایجاد اعتبار برای شما کمک می‌کند و موجب می‌شود بیننده، برند شما را به رسمیت بشناسد. اگر با برندهای دیگری که مشتریان به آنها اعتماد دارند همکاری کرده‌اید، مشتریان تمایل بیشتری خواهند داشت که به شما نیز اعتماد کنند.

۱۶. به وعده‌های خود عمل کنید

هر سازمانی می‌تواند بیانیه‌ی رسالت (mission statement) و وعده‌ی برند خود را در وب‌سایت خود بیان کند، ولی آنچه موجب ایجاد اعتماد به برند شما می‌شود، این است که نشان بدهید به آنچه می‌گویید عمل می‌کنید و وقتی حرفی می‌زنید به آن پایبند هستید. هیچ‌چیز بیشتر و سریع‌تر از برآورده نکردن انتظارات مشتریان، به رابطه‌ی شما با آنها آسیب نمی‌زند. ولی اگر از نظر کیفیت و سرعت ارائه‌ی محصولات یا خدمات، از انتظارات مشتریان نیز بهتر باشید، به‌سرعت در دید آنها به قهرمان تبدیل می‌شوید.

همیشه به یاد داشته باشید که برند شما بر اساس اینکه دیگران چه درک و شناختی از شما دارند، شکل می‌گیرد. شما می‌خواهید برندتان چه پیامی را بیان کند؟

برگرفته از: infinityconcepts forbes

چگونه می‌توانیم حضوری تاثیر گذار در رقابت‌های تبلیغاتی داشته باشیم؟

هدف تبلیغات را می‌توان برای جذب مخاطب بیشتر تعریف کرد. در صورتیکه به این نکته اهمیت داده شود، می‌توان گفت که پیشرفت در کسب به دنبال آن خواهد بود. در این مقاله می‌خواهیم مهمترین نکته‌ها را در این زمینه برای شما عنوان کنیم.

جستجوی مخاطب هدف

بهترین شیوه برای تبلیغات این است که بر روی یک محصول خاص تمرکز کنید. اینکه بتوانید توجه مشتریان خود را به کالای ویژه‌ای که شما می‌خواهید جلب نمایید، کارت برنده شماست. کاری که بسیاری از شرکت‌های بزرگ انجام نمی‌دهند.

نقاط قوت خود را برجسته سازید

مشتری‌های سردرگم خود را هدایت کنید به سوی بهترین محصولات خود. روی محصولاتی کار کنید که در آنها قوی هستید. به شکلی تبلیغ خود را ارائه دهید که مشتریان، شما را با محصولات ویژه‌‌تان بشناسند.

انتشار لوگوی شما از اهمیت بالایی برخوردار است

تمامی برندهای برتر، لوگوی خود را در ذهن مخاطب، حک می‌کنند. بسیاری ازتبلیغات موفق کمپانی‌ها، دارای لوگو نمی‌باشند به همین علت نمی‌توانند تا با یک نگاه تصویری در ذهن مشتری خود بمانند.

مکان مناسب برای تبلیغ

دانستن این موضوع که بتوانید فضای مناسبی را برای تبلیغ خود پیدا کنید بسیار مهم است. اینکه بدانید از چه رسانه‌ای و در چه برنامه رادیویی یا تلویزیونی و یا کدام مجله برای تبلیغ خود استفاده کنید، اهمیت دارد. برای داشتن یک کسب و کار با درآمد بالا، باید خوب خرج کنید اما اول باید بدانید که فضای مناسب تبلیغ شما برای این سرمایه‌گذاری، کجاست.

سرمایه‌گذاری بیشتر درآمد بیشتر

برای شرکت خود از خرج‌های اضافه‌ی آن بزنید و این پس‌انداز را در تبلیغ محصولات استفاده کنید. با این روش فروش خود را می‌توانید افزایش دهید. به عبارتی دیگر هر چه تبلیغات شما بالاتر باشد فروش و درآمد زایی آن بیشتر می‌شود.

هيچگاه همه تخم مرغ هاي خود را داخل يك سبد نگذار

بدون شک همه برای تبلیغات خود به دنبال مناسبترین مکان هستند. تبلیغات در واقع نوعی سرمایه‌گذاری است. یک سرمایه‌گذار باهوش هرگز تمام سرمایه‌ی خود را یکجا هزینه نمی‌کند. برای یک تبلیغ سودآور روش‌های مختلف را امتحان کنید.

مخاطبان واقعی خود را پیدا کنید

هیچ کالایی به درد همه‌ی افراد نمی‌خورد. تلاش برای دست پیدا کردن به همه‌ی بازارها کار بیهوده‌ای است و برای کسب و کارهای کوچک عامل شکست. ابتدا مخاطبان خاص خود را پیدا کنید و سپس تبلیغات هدفمند خود را آغاز کنید.

بررسی نتایج تبلیغات

در صورتی که تمامی موارد بالا را بتوانید در فضای تبلیغاتی خود بگنجانید مشتری‌های ویژه‌ خود را پیدا خواهید کرد. حال باید تاثیر تبلیغات خود را بررسی کنید. آیا جامعه مخاطب شما پیام تبلیغ را فهمیده‌اند؟ زمانیکه این بررسی را انجام دادید با نتایج بدست آمده می‌توانید زیرکانه‌تر تبلیغات خود را ادامه دهید.

چگونه برای مشتریان شناخته شده‌اید؟

بهترین راه برای فهمیدن اینکه که کدام تبلیغات سودمند‌تر هستند، این است که بدانید مشتریان چگونه با شما آشنا شده‌اند. پرسیدن از آنها بهترین راه است. شاید جواب‌های درستی از همه نگیرید، اما همان جواب‌ها می‌تواند راهنمایی برای شما باشد.

بازاريابي مستقيم یا مويرگي، کدامیک؟

بازاريابي مستقيم به عنوان به كارگيري كانالهاي مستقيم ارتباط با مصرف كنندگان به منظوريافتن مشتري وتحويل محصول و خدمت به مشتري بدون نياز به استفاده از واسطه هاي بازاريابي تعريف شده است بازاريابي مستقيم به بازارياب اجازه مي دهد كه پاسخ هاي مستقيم بيشتري از مشتري دريافت كرده بازارهدف را به گونه اي بهتر نشانه گيري كند ومحصول را بدون قرارگرفتن در فرايند عريض وطويل وپر هزينه كانالهاي سنتي به فروش رساند

بازاريابي مویرگی، لزوماً شامل فعالیت‌های کوتاه‌ مدت و پاسخ مدار نیست. بازاريابي مستــقیم به دنبال توسعه روابط مستقیم مستمر با مشتریان است، چراکه اکثر بازاریابان براین باورند که هزینه جذب مشتریان جدید، پنج برابر حفظ مشتریان فعلی است. براین اساس فعالیت های بازاریابی مستقیم،به عنوان ابزاری برای رضایتمند نگه داشتن مشتریان و تشویق او به هزینه کردن خواهدبود. زمانی که مشتری جذب شد، فرصت فروش سایر محصولات بنگاه به او، به وجود می‌آیدنکاتی که از ملزومات طراحی های چاپی هستند و همواره هر بازاریابی باید این نکات را در نظر داشته باشد.

پس بازاريابي مویرگی می ‌تواند مشتریان بالقوه را شناسایی و تعدیل کرده و راه فروش را هموارکند همچنین بازاريابي مستقیم می‌ تواند آگاهی مشتریان بالقوه و مشتریان کنونی را در مورد یک شرکت و محصولات و خدمات شرکت افزایش دهد و به عنوان ابزاری برای یادآوری این نکته به کار رود که شرکت می ‌خواهد با طرف مقابل رابطه تجاری داشته باشد .

به گمان کاتلر بازاريابي مستقیم به عنوان به کارگیری کانالهای مستقیم ارتباط با مصرف کننده به منظور یافتن مشتری و تحویل محصول و خدمت به مشتری، بدون نیاز به استفاده از واسطه ها ی بازاريابي تعریف شده است. بازاریابی مستقیم به بازاریاب اجازه می دهد که پاسخهای مستقیم بیشتری را از مشتری دریافت کرده، بازار هدف را به گونه بهتری نشانه ‌گیری کند و محصول را بدون قرار گرفتن در فرایـنـد عــریض و طویل و پرهزیـنـه کانالهای سنــتی به فـروش رساند.

 

خدمت یا سرویس چیست؟

یک خدمت، فعالیت یا مجموعه‌ای از فعالیت‌های کم و بیش ناملموس است که معمولاً و نه لزوماً در تعاملات بین مشتری و کارکنان خدمات و یا منابع فیزیکی و یا کالاها و یا سیستم‌های عرضه‌کننده خدمات صورت می‌گیرد و به عنوان راه حلی برای مشکلات مشتری ارائه می‌شود.

 خدمات در مقایسه با محصولات دارای تفاوت‌هایی است. زیتامیل و همکاران (۱۹۹۰) این تفاوت‌ها را به صورت ذیل مطرح می‌کنند:

اکثر خدمات نا ملموس می‌باشند. از آن‌جا که خدمات غالباً در قالب عملکرد یا تجربیات به مشتری ارائه می‌شود، تعیین مشخصات فنی یا مهندسی برای آن‌ها به‌صورتی‌که در زمینه کالاهای ملموس و با هدف ایجاد یکنواختی در تولید متداول است، امکان پذیر نمی‌باشد. به‌همین دلیل شناسایی دقیق معیارهای که مشتریان برای ارزیابی کیفیت خدمات مورد توجه قرار می‌دهند کار چندان ساده‌ای نیست.

 خدمات ناهمگون و ناهمسان است. خدمات (به‌ویژه خدماتی که به مقدار زیادی از عملکرد نیروی انسانی بهره می‌برد) ناهمگون و ناهمسان می‌باشند. به بیان دیگر عملکرد کارکنان سازمان از یک تولیدکننده یا تولیدکننده دیگر، از یک مشتری با مشتری دیگر و حتی در یک روز با روز دیگر تفاوت دارد. از همین رو بر خلاف محصولات ملموس، استانداردسازی عملکرد کارکنان با هدف تضمین یکنواختی محصول عرضه شده به ندرت امکان‌پذیر است.

 Despicable Me 3 live streaming movie

10 گام برای ایجاد و نگهداری یک برند موثر

برای ایجاد و نگهداری یک برند موفق می بایست گام های را برداشت ، گام های موثر باعث می شوند تا نام برند در اذهان به خوبی ماندگار شود ، گاهی برندسازی کوچک و بی ارزش شمرده می شود اما تمام کارشناسان و مدیران بازاریابی بر این موضوع اعتقاد راسخ دارند که برند همان چیزی که که در ذهن ها ماندگار می شود شاید این روزها خیلی ها ، خیلی چیز ها درباره برند بگویند ، مطلب بنویسند تحقیق کنند اما واقعیت چیست ؟ از این رو گام های موثر در برندینگ عبارت است از :

ادامه مطلب

آنچه یک بازاریاب باید در مورد بازاریابی چاپی بداند

در این مطلب به بررسی چند نکته می‌پردازیم که از ملزومات طراحی های چاپی هستند و همواره هر بازاریابی باید این نکات را در نظر داشته باشد:

–لوگوی شما باید تطبیق پذیر باشد: مهمترین عنصر بصری هر کسب‌وکار، لوگوی آن برند به حساب می‌آید. اگر لوگوی مناسبی نداشته باشید، به طور حتم جذب مخاطب کار چندان آسانی برای شما نخواهد بود. البته تنها یک طراحی خوب برای لوگوی برند شما کافی نیست و باید لوگوی شما تطبیق پذیری بسیار بالایی داشته باشد تا بتوانید از آن در موارد چاپی خود به راحتی بهره ببرید.

–از رنگ‌های سازمانی خود حفاظت کنید: در حال حاضر اکثر کسب‌وکار ها از سیستم رنگی (CMYK) برای تهیه نمونه‌های چاپی خود بهره می‌برند. در صورتی که این تصاویر در کامپیوتر به واسطه سیستم رنگی (RGB) به عمل آمده و پرینت آنها در سیستم (CMYK) چندان کار درستی نیست و خود شما هم متوجه این موضوع می‌شوید که چه قدر در نسخه چاپی (CMYK) و نسخه دیجیتالی (RGB) تفاوت وجود دارد. بهترین راه حل این است که از سیستم رنگی PMS چاپی بهره ببرید تا رنگ‌ها دقیقا منطبق با (RGB) از آب درآیند.

 –مسائل زیرلایه ای: مسائل زیرلایه‌ای دارای اهمیت بسیار بالایی هستند و اگر از آنها غاقل شوید، طراحی های چاپی چندان خوبی نخواهید داشت. برای مثال استفاده از رنگ‌ها و فونت‌های نوشتاری از مواردی هستند که در مسائل زیرلایه‌ای قرار می‌گیرند و باید به آنها توجه ویژه ای داشته باشید.

 در کل بهتر است که بازاریابان برای فعالیت های آفلاین خود به مواردی که به بازاریابی چاپی مرتبط هستند توجه کرده و در این زمینه به درستی عمل کنند.

منبع: Marketing Profs

Despicable Me 3 2017 movie download

ضرورت وب سایت اینترنتی برای برند

بسیاری از صاحبان مشاغل و مدیران شرکت ها برای ورود به دنیای کسب و کار جدید، می بایست در اولین قدم به راه اندازی یک وب سایت فکر کنند تا از آن طریق بتوانند محصول و ایده خود را در میان میلیون ها کاربر اینترنت تبلیغ کنند. زمانی که از مدیران سازمان ها و شرکت ها سوال می شود که آیا شرکت شما دارای سایت است یا نه، در جواب می گویند بله داریم و سایت در اختیار روابط عمومی می باشد. اما زمانی که به سایت شرکت یا سازمان مراجعه می کنیم، می بینیم که سایت شرکت در حد یک بروشور غیر حرفه ای می باشد و روزانه بازدید خیلی کمی هم دارد.
مدیران سازمان ها و شرکت ها باید به این نکته توجه داشته باشند که داشتن یک سایت می تواند در تجارت آنها تاثیر بسزایی داشته باشد و باید بیشتر از قبل به این موضوع مهم توجه داشته باشند.

در درجه اول باید سایت خود را ساده و روان اما حرفه ای طراحی کنند طوری که اگر کاربر به سایت مراجعه کرد، بتواند راحت و بدون دردسر به هدف خود برسد.

داشتن یک هاست قوی و پشتیبانی دائمی در روند کار سایت تاثیر مثبت دارد و رضایت کاربر را جلب می کند.

گرافیک سایت از مهترین عوامل جذب کاربر و مشتری شما می باشد.

اما سایت هر چقدر هم که حرفه ای باشد، اما اگر بازدید خوبی نداشته باشد، نمی تواند به کسب و کار شما کمک کند به همین دلیل باید به دنبال راه های تبلیغاتی باشید تا بتوانید کاربران زیادی را برای سایت خود جذب کنید.

وجود یک وب سایت حرفه ای و حضور یک متخصص که تسلط کافی در این زمینه داشته باشد، می تواند کسب و کار شرکت یا سازمان را رونق ببخشد و وب سایت شما انتقال دهنده و بیانگر ایده و فکر شماست پس باید به بهترین شکل طراحی و پیاده سازی شود و به نوعی به کار شما اعتبار می دهد.

نقش و وظايف مدير توسعه بازار

از آنجا كه شرکت‌ها همواره محصولات جديدي را معرفي مي‏كنند، به دنبال آن انواع معاملات جديدي را نيز ارائه مي‏دهند كه منجر به قراردادهاي همكاري جديدي مي‏شوند؛ در واقع مي‏توان گفت، ارتباطات دنياي كسب‏ وكار همواره در حال تغيير و تحول است.

از اين روي براي كمك به تسهيل ارتباطات كسب‏ وكار و ايجاد روابط جديد، شرکت‌ها به مديران توسعه بازار نياز پيدا مي‏كنند.مديران توسعه بازار براي تضمين موفقيت آينده شركت ‏بايد ارتباط خود را با توزيع‏ كنندگان، مشتريان و افراد گروه فروش شركت حفظ كنند و تمركز اصلي كار خود را به مديريت ارتباطات بين بخش‌ها، گروه‌ها و افراد گوناگوني كه با آنها در ارتباط هستند، معطوف كنند.يك مدير توسعه بازار با ورود به مسائل و نگراني‌هاي همكاران خود، قطعا نقش بسزايي را در كاهش مشكلات آنها بازي مي‏كند. به اين معنا كه آنها در فرآيند مذاكرات كسب‏وكار با پشتوانه‏ قوي از تحقيقات دقيق و اطلاعات مالي كافي و محرك‌هاي صنعتي كه شركت در آن فعاليت مي‏كند، وارد جلسات بحث و گفت‏ وگو و مذاكرات مي‏شوند و براي به دست آوردن اين مطالعات، آنها باید در شناخت سمت و سوي صنايع هدف خود به‏ روز باشند. بنابراين آنها بايد مقالات مربوط به صنعت خود را مطالعه كنند، در رويدادهاي مرتبط با آن صنعت شركت و تحقيق كنند كه شرکت‌هاي رقيب چه كارهايي انجام مي‏دهند و چگونه مي‏توان آن خدمات را بهتر از رقبا انجام داد.مطالعه‏ مداوم صنايع براي اين مديران اين فرصت را فراهم مي‏كند كه قادر باشند طبقه‏ بندي‌هاي جديد بازار و بازارهاي ناشناخته خاص را شناسايي كنند و براي ورود به اين بازارها برنامه‏ريزي‌هاي لازم را انجام دهند. بيشتر زمان مديران توسعه بازار به جلسات و مذاكرات مرتبط با كسب‏ وكار شركت مي‏گذرد كه آنها را ملزم مي‏كند همواره از مهارت‌هاي تحليلي و تحقيقاتي قوي برخوردار باشند و اين مهم آنها را به عضوي باارزش از هر گروه كسب‏ وكار تبديل مي‏كند.

ادامه مطلب

ویژگیهای یک شعار تبلیغاتی اثربخش

تدوین یك برنامه راهبردی دقیق و منسجم که در آن عوامل مؤثر در مراحل مختلف سفارش، ساخت و پخش آگهی لحاظ شده باشد ازضروریات یک آگهی موفق است. در این بخش سعی شده است با بیان مزایا و مراحل ساخت تبلیغات تلویزیونی به ترغیب صاحبان صنایع و کالا در سفارش وساخت آگهی تلویزیونی در جهت بالا بردن فروش محصول و جذب مخاطب بیشتر پرداخته شود.
در این راستا پس ازشناخت انواع تیزر، مراحل سفارش و ساخت آگهی معرفی میشود ودر راه رسیدن به یک ساختارموفق، اهمیت تصویردرارتباط با مخاطب وطراحی ایده برای ساخت یک آگهی اثرگذاربررسی شده، در پایان به بیان خصوصیات یک آگهی موفق جهت شناخت بیشتر سفارش دهندگان پرداخته شده است. توجه به عوامل موثر در پخش ازدیگر مواردیست که تاثیر آگهی تلویزیونی را به نحو شگفت آوری افزایش می دهد که در این مقاله به آن تاکید ویژه ای شده است.

مقدمه:
تبلیغات رفته رفته تمامی صحنه های تلویزیون را به تسخیر خود در می آورد. تکنولوژی های جدید تبلیغات، نه تنها ظاهر واقعی اشیا و مکان ها را به صورت آگهی های تبلیغاتی تغییر می دهند، بلکه اصالت تبلیغات در رسانه تلویزیون، محتوای برنامه ها را نیز تحت الشعاع قرار داده است. صنعت تلویزیون و تبلیغات که گذشته ای نه چندان دور را پشت سر خود دارد )از آغاز دهه ۱۹۵۰(

در حال حاضر، یکی از بزرگترین عرصه های بازرگانی با هزینه های میلیاردی برای ابرشرکت هاست، اما آینده تبلیغات می رود تا تلویزیون را به یک آگهی تبلیغاتی طولانی تبدیل کند. کل رسانه تلویزیون مبتنی بر تبلیغات است. ابرشرکت های چند ده میلیارد دلاری که شبکه های تلویزیونی را اداره می کنند- مانند سونی، والت دیزنی، جنرال الکتریک، تایم وارنر، ای. تی. اندتی، کام کست، نیوز کرپ، ویا کام و…- نمی توانستند بدون تلویزیون، به اندازه فعلی بزرگ شوند. بدون صحبت کردن از تبلیغات، سخن گفتن از تلویزیون ممکن نیست

بسیاری از كارآفرینان و صاحبان صنایع معتقدند، آگهی های تلویزیونی از توان مالی شان خارج است. پخش آگهی از شبكه های سراسری تلویزیونی، هزینه سرسام آوری دارد، در حالیكه تبلیغات در شبكه های استانی و محلی می تواند مقرون به صرفه باشد.

صاحبان كسب و كارهای كوچك با داشتن اطلاعات صحیح در خواهند یافت كه از طریق تلویزیون می توانند بیش از هر رسانه دیگری مشتری جذب كنند. رمز موفقیت در این است كه درك روشنی از مقوله تبلیغات، بازار و هزینه ها داشته باشند تا پولی كه صرف ساخت و پخش آگهی می شود به هدر نرود. مخصوصاً برای كسانی كه برای اولین بار، به سراغ آگهی های تلویزیونی می روند، برنامه ریزی اهمیت حیاتی دارد.

همانطور كه اشاره شد، برای آشنایی با كاركردهای یك رسانه، به خصوص تلویزیون باید صحبت كردن با افراد آگاه از جمله نمایندگی پخش آگهی تلویزیون، سایر صاحبان صنایع و مشتریان را در برنامه كاری قرار داد؛ همچنین داشتن دیدی درست،دقیق و همه جانبه در رابطه با انواع تیزر به انتخاب و سفارش صحیح آن می انجامد.

انواع تیزر تلویزیونی:

1- فیلم آموزشی: چگونگی انجام كار و یا فرهنگ خاصی را آموزش می دهد.
2- فیلم تشریحی: چگونگی انجام كاربا دستگاه و هرگونه توصیفی را كه به درك بهتر مخاطب از آن كمك می كند، ارائه می دهد.
3- فیلم آموزشی تبلیغی: اینگونه فیلمها كه برای افزایش فروش یك محصول ساخته می شوند بیشتر در سازمانهای بزرگ صنعتی و برای كاربردهای درون سازمانی و كارمندان بخش فروش طرح ریزی می شوند.
4- فیلم با هدف تقویت روابط عمومی: برای به دست آوردن اعتبار برای یك شركت و فراورده های آن در برابر مردم(معمولاً برای فروش مستقیم كالا) و یا برای دادن آگاهی و تبلیغات درباره یك سازمان دولتی یا یك نهاد مردمی ساخته می شود.
5- فیلم برای معرفی نام و یا آرم یك مؤسسه یا فروشگاه و یا حتی محصول خاص.
6- فیلم برای نشان دادن توانایی و كارایی نوعی محصول و یا یك مؤسسه.

سفارش آگهی تلویزیونی:
كارفرما با شناخت انواع تیزر و انتخاب نوع مورد نظر، گام در مرحله سفارش آگهی می گذارد. صاحبان صنایع بیشتر ترجیح می دهند آگهی هایشان از شبكه های تلویزیونی پرمخاطب پخش شود؛ زیرا آن را برای فروش محصولات و خدمات خود مؤثر می دانند. اما باید توجه داشت كه هر رسانه نقاط قوت و ضعف خاص خودش را دارد. افزون بر این تصمیم درباره ارجحیت یك رسانه بر رسانه دیگر، یا به خدمت گیری چند رسانه، به عوامل گوناگونی بستگی دارد.
برای داشتن درك بهتر از عوامل گفته شده، می توان از تجربیات سایر تولید كنندگان در ارائه آگهی های تبلیغاتی شان استفاده كرد، یا از نظرات نمایندگان جذب آگهی سود جست، گرچه اطلاعات نمایندگان جذب آگهی می تواند مفید واقع شود اما نباید این نكته را از نظر دور داشت كه آنها تلاش می كنند كار را به سود خود تمام كنند، بنابراین در این مورد باید هوشیارانه عمل كرد.
از سوی دیگر باید درباره میزان انتقال پیام به مخاطب با توجه به ویژگی هر رسانه تحقیق كرد. همچنین می توان محاسبه كرد هزینه رسانیدن پیام به تك تك مخاطبان چقدر خواهد شد.
تحقیق و پرس و جو درباره سفارش و ساخت آگهی همواره مفید خواهد بود؛ به عنوان مثال، برخی از شركتهای پخش، آگهی را رایگان می سازند به شرط آنكه سفارش دهنده بپذیرد آگهی او حداقل سه ماه پخش شود؛ این خود می تواند به عنوان یك گزینه در مقطع سفارش آگهی مورد توجه قرار گیرد.
كارشناسان به كارفرمایان توصیه می كنند پیش از ورود به عرصه تبلیغات تلویزیونی گامهای زیر را بردارند:
1) تعیین اهداف بازاریابی و تبلیغات:
سفارش دهنده آگهی باید بداند مشتریان او چه كسانی هستند یعنی می خواهد پیام آگهی به چه كسی برسد. شاید این امر بدیهی به نظر برسد ولی بسیاری از آگهی دهندگان نمی دانند كه محصولاتشان را به چه كسانی می خواهند ارائه دهند.
2) تعیین بودجه مشخص برای تبلیغات تلویزیونی:
تخصیص یك بودجه مناسب كه با مطالعه و كار كارشناسی صورت گرفته باشد این امكان را برای آگهی دهنده ایجاد می كند كه یك آگهی مناسب و تأثیرگذار در بهترین شرایط پخش نماید. عموماً هزینه تبلیغ در تلویزیون از سایر رسانه ها بیشتر است. این هزینه ها بر اساس نفوذ شبكه و مخاطبان برنامه خاصی كه سفارش دهنده تمایل به پخش آگهی در خلال آن دارد متغیر است.
3) محك زدن تبلیغات خود در مقیاس كوچك:
با هزینه ناچیزی می توان آگهی ها را بر روی گروه كوچكی از مخاطبان آزمود. با كمی دقت و حوصله می توان پیشنهادهای فروش را به گونه ای تنظیم نمود كه با خصوصیات و علایق گروهی از مخاطبان سازگارتر شده و بیشترین نتیجه را داشته باشد. تبلیغات وقتی بهترین نتیجه را خواهد داشت كه برای رساندن پیام به مخاطب از روشهای گوناگون استفاده شود و سپس مؤثرترین روش را برگزید.
4) انتخاب پیامهای كوتاه و جذاب برای ساخت آگهی:
تركیب بندی، تكنیك، نور، رنگ، حركت، حروف و خطوط زیبا اثر محسوسی بر جلب توجه مخاطبان و موفقیت محصول دارد. نثر زیبا و روان نیز در تركیب با این عوامل اثر گذارتر خواهد شد.
این مجموعه ممكن است مدتها در ذهن بیننده بماند و به اهداف آگهی دهنده كمك شایانی نماید.
ساخت آگهی تلویزیونی:
پس از سفارش آگهی، گام بعدی ساخت آگهی تلویزیونی است، در ساخت آگهی تلویزیونی برای اثرگذاری هرچه بیشتر و ساختار هر چه بهتر نكاتی چند باید مورد توجه قرار گیرد.
اهمیت تصویر:
وقتی آگهی های تلویزیونی در آغاز كار بودند، مخاطبان تلویزیون فقط شاهد آگهی هایی بودند كه غالباً مانند آگهی های رادیویی بر پایه كلام استوار بودند اما امروزه آگهی های تلویزیونی به استفاده هر چه بیشتر از تصویر مبتنی هستند.
“دیوید اگیلوی”[2] در كتاب “اعترافات یك آگهی ساز” می گوید: “در روزهای آغازین تلویزیون، اشتباه من این بود كه برای فروش اجناس بر كلمات تكیه كرده بودم این امر شاید به این دلیل بود كه ما به رادیو عادت كرده بودیم و در رادیو تصویر وجود نداشت”
بنابراین همواره باید در نظر داشت كه در تلویزیون باید داستان را در خلال تصاویر بیان كرد. آنچه نمایش داده می شود از آنچه گفته می شود مهم تر است، به طوری كه تصاویر قوی و مستحكم بهتر از كلمات می توانند با بیننده ارتباط برقرار نمایند.
در واقع متن به تنهایی كافی نیست، بلكه باید كلمات و تصاویر با هم تركیب شوند و هر كدام دیگری را تقویت كنند.
در كل می توان گفت در یك آگهی تلویزیونی تصویر حرف اول را می زند. بنابراین ایده باید طوری طراحی شود كه در قالب تصاویر كاملاً گویا باشد، بدون اینكه نیاز به گفتگو و یا نوشته های زیادی داشته باشد. اما همواره باید به این نكته توجه داشت كه تمام كلمات و تصاویری كه در آگهی ارائه می شوند به منظور ارائه تصویری مطلوب از محصول انتخاب شده اند و محصول نباید هیچ گاه در مسایل بی ارتباط و بیهوده گم شود. هر چه تصاویر یك آگهی با فكر و تدبیر انتخاب شده باشد باعث جذب بیشتر بیننده خواهد شد.

ارتباط با مخاطب:
هدف نهایی هر تبلیغ، برقراری ارتباط با بییننده به نحوی گیرا و مؤثر می باشد بطوریكه بتواند در مخاطب تأثیری عمیق بگذارد، در غیر این صورت انتظاری كه از یك آگهی می رود محقق نخواهد شد، بنابراین در نظر گرفتن عواملی كه به ارتباط هر چه بیشتر یك آگهی با مخاطب منجر می شود ضروری می باشد.
از جمله عوامل مهم احترام به مخاطب است كه در یك آگهی تبلیغاتی باید در نظر گرفته شود. همواره باید از شعارهای اضافی كه هیچ تأثیری در به خاطر ماندن آگهی ندارد و صرفاً باعث خستگی بیننده می شوند، پرهیز نمود. آنچه مردم از محصولات انتظار دارند در حال تغییر است. یك تیزر موفق تلویزیونی، آگهی است كه كلیشه ها را از میان بردارد و لحظات درخشانی برای مخاطب بیافریند، اما در عین حال باید روی ایده های سرگرم كننده، ساده و مستقل تمركز شود. آگهی نباید به شعور مخاطب توهین كند. شعور مخاطب به شكلی فزاینده رشد كرده است. روز به روز ساخت آگهی مؤثر مشكل تر می شود، زیرا جذب مخاطب با توجه به تعدد گزینه های مختلف برای انتخاب مشكل تر شده است. اگر بیننده از آگهی خسته شود و یا نتواند با آن ارتباط بر قرار كند، بسیار ساده با فشردن یك دكمه دستگاه كنترل از راه دور، از آن می گذرد. زن شاغل قرن21، دیگر زن خانه دار دهه50 نیست، بلكه از رشد فكری بیشتری برخوردار است.
عامل دیگر مفرح بودن آگهی است بطوریكه حتی وقتی مخاطب خسته است، به آن توجه نشان دهد. مخاطب باید از تماشای آگهی احساس خوشایندی پیدا كند، به عبارت دیگر باید آگهی را دوست داشته باشد.
به طور كلی باید گفت آگهی باید از ساختار هوشمندانه ای برخوردار باشد، یعنی در عین حال كه همه بینندگان را مساوی و یكسان تلقی كند از فخرفروشی، امرونهی مستقیم و اهانت به درك بیننده دوری كند، به طوری كه ضمن تأكید بر شعور مخاطب مطابق میل وی رفتار كند.
آنچه اهمیت دارد اینست كه در هر حال باید ظرفیت پذیرش مخاطب را در نظر گرفت. ممكن است سازنده یك آگهی حساسیت تصویری بالا یا دیدگاه هنری داشته باشد، اما باید از دریچه دید همه مخاطبین به آگهی نگاه كرد. تیزر تلویزیونی الزاماً برای جشنواره هنری ساخته نمی شود، بلكه باید مورد پسند عموم قرار گیرد، چرا كه تلویزیون رسانه ای است كه با مخاطب عام در ارتباط است.
بنابراین باید دانست كه مخاطب تیزر، عامه مردم اند، پس باید توقع سلیقه بصری جامعه را برآورده كند. ظرافت خاص ساخت تیزر همین است كه بتواند انتظار مخاطب خاص و عام را فراهم كند. مرز كار هنری وغیرهنری را گاهی نمی توان مشخص نمود. تیزر نباید تنها به سمت هنری بودن برود، در حدی كه برخی مخاطبان احتمالی خود را از دست بدهد، بلكه باید برای همه مخاطبان جذاب باشد.
نكته آخر اینكه مخاطب باید با یك آگهی همذات پنداری داشته باشد، یعنی بتواند خود را بجای شخصیت بازیگر آگهی و در حال استفاده از محصول ببیند.

طراحی ایده:
ایده آگهی باید بر اساس موضوعی طراحی شده باشد كه مصرف كننده از محصول انتظار دارد. در واقع باید با آنچه بیننده درباره محصول تصور می كند سازگار باشد. ایده یك آگهی باید طوری طرح شود كه منحصر بفرد بودن محصول را نشان دهد و از ادعایی كه درباره محصول می شود، حمایت كند. نكته ای كه هیچگاه نباید از آن غافل شد اینست كه ایده های ضعیف را نمی توان در پوششی از ارزشهای تولیدی پنهان كرد. امروزه آگهی ها برای همه مخاطبان رهاوردی دارد. سرگرمی و جایزه برای عوام، عقیده های درخشان و آثار ارزشمند برای افراد خلاق و نتایج مثبت فروش برای آگهی دهندگان.
به عنوان مثال برای ارائه ایده می توان موارد زیر را بر شمرد:
1- محصول را قبل از مصرف و بعد از مصرف نشان داد.
2- بر باور اطمینان استفاده كننده از محصول تأكید شود.
3- ابتدا مشكلی مطرح شده، سپس راه حلی برای آن ارائه شود به شرطی كه با راه حل تصنعی مواجه نباشیم و بهترین راه حل انتخاب شود.

خصوصیات یك آگهی موفق:
وقتی سفارش دهنده تصمیم به سفارش آگهی می گیرد، در وهله اول فقط به نمایش محصولش در تلویزیون می اندیشد؛ در واقع به ایده، كیفیت، تكنیك و زیبایی آگهی چندان اهمیت نمی دهد، اما به مرور بعد از پخش آگهی شروع به مقایسه آگهی خود با سایر آگهی های مشابه می كند. در این زمان در می یابد كه آگهی او از لحاظ كیفی و فنی با آنها متفاوت است. در بسیاری موارد اقدام به سفارش آگهی دیگری می نماید، تا بتواند با سایر آگهی ها رقابت كند. در واقع سطح سلیقه سفارش دهنده به مرور ارتقاء می یابد. بهمین دلیل معمولاً انواع تبلیغات ضعیف از تلویزیون قابل مشاهده است، البته این افزایش سطح سلیقه گاهی اصلاً اتفاق نمی افتد، زیرا حتی پخش یك آگهی ضعیف در دفعات زیاد به هر حال نام محصول را به گوش مخاطبان آشنا می سازد و باعث فروش بیشتر می شود.[3] پس سفارش دهنده با وجود ضعیف بودن آگهی، از تأثیر آن راضی خواهد شد و آگهی خود را موفق می پندارد و هر چقدر در مورد ضعف كار برای او توضیح داده شود دیگر حاضر به ریسك كردن و تغییر سبك آگهی نیست. باید توجه داشت كه موفقیت و دیرپایی بسیاری از آگهی ها، به توانایی آنان در استفاده از عناصر ثابت و اولیه بستگی دارد، اما هرگاه كه لازم باشد، باید عناصر تازه را بكار گرفت، پس باید همواره اندیشه ای نو در آنها وجود داشته باشد. با توجه به فن آوری های رایج، فرصت های نامحدودی برای نو آوری به وجود آمده است. محصولات ویدیوئی و سینمایی، امروزه به مرحله ای رفیع رسیده اند كه تولید هر آنچه را كه آرزو كنید ممكن می سازند، با كمی نگاه به اطراف خود و آنچه در سینما، تلویزیون و حتی موسیقی روی می دهد، با در نظر گرفتن تغییرات مخاطبان و با ساخت آگهی خلاقانه می توان در صحنه باقی ماند. منظور از آگهی خلاقانه، آگهی ای است كه در خاطر می ماند. نباید فراموش كرد كه به خاطر ماندن یك آگهی مهمتر از هر چیزی است . سیاست تیزر صرفاً وسوسه مخاطب برای خرید نیست، بلكه هدف آن حساس كردن ذهن بیننده نسبت به نام محصول است و بهمین علت لازم نیست محصول را بازسازی یا بازنمایی واقعی كرد یا جذابیت و قابلیت آن را نشان داد چرا كه وقتی ذهن بیننده نسبت به یك نام حساس شود، ناخودآگاه تمام محصولات این نام، مورد توجه مخاطب قرار می گیرد. .
البته نباید از نظر دور داشت كه تیزرهای تجاری هدفشان بالا بردن فروش است اما این موضوع دلیل آن نمی شود كه چیزی را توضیح دهد، خط تولید محصول را به نمایش درآورد، محصول را تعریف كند و یا قابلیتهای آن را معرفی نماید. كلمه “تیزر” به معنی “گزنده” است؛ یعنی چیزی كه بیننده را بگزد، به او شوك وارد كند و ضمن ایجاد همدلی، سرگرمی و میخكوب كردن مخاطب، تأثیر خود را تا مدتی در ذهن او برجای گذارد. برای تبلیغات نباید مخاطب را خسته كرد و بر او مسلط شد، تبلیغات باید مفرح، خلاقانه، شسته رفته و ساده باشد، به نحوی كه تا مدتی فكر بیننده را به خود مشغول كند.

پخش آگهی:
زمان پخش آگهی ها، تأثیر بسزایی در اثرگذاری بیشتر آنها دارد. امروزه شركتهایی وجود دارند كه با بررسی ساعات پخش و همچنین بالاترین تعداد بیننده، بهترین ساعات پخش آگهی را تعیین می كنند. دانستن بهترین ساعات پخش آگهی به تأثیرگذاری بیشتر و همچنین استفاده درست از هزینه ای كه برای پخش در نظر گرفته شده، كمك شایانی خواهد كرد. به طور مثال زمان قبل و بعد از برنامه كودك، برای آگهی محصولاتی كه بیشترین مصرف كنندگان آنها كودكانند مناسب تر است. واضح است كه میزان تأثیرگذاری آگهی در این ساعات به مراتب بیشتر از سایر زمانهاست.
آنچه مهم است اینست كه یك آگهی با كمترین هزینه، بیشترین تأثیر را بر مخاطب داشته باشد. هزینه های پخش یك آگهی سرسام آورند؛ پس باید زیركانه بهترین ساعات را كه احتمال می رود مخاطبان محصول پای تلویزیون نشسته اند، برای پخش آگهی در نظر گرفت. البته ساختار آگهی نیز در تعیین ساعات پخش آن، نقش قابل تأملی دارد. اگر یك آگهی به تناسب محصول و با توجه به نوع مخاطب ساخته شده باشد، برای انتخاب ساعات پخش، مشكلی وجود نخواهد داشت. اما ساختار برخی آگهی ها بر مبنای محصول و همچنین نوع مخاطبان انتخاب نشده است. برای چنین آگهی هایی نمی توان به راحتی ساعات پخش را تعیین كرد. تعدد دفعات پخش آگهی نیز ارتباطی مستقیم با اثرگذاری یك آگهی تلویزیونی دارد. واضح است مخاطب هر چه در دفعات بیشتری شاهد پخش یك آگهی باشد آن را سریعتر و عمیق تر به ذهن می سپارد. البته توجه به این نكته ضروری است كه تكرار یك تیزر تلویزیونی نباید به نحوی باشد كه در مخاطب دلزدگی ایجاد كرده، از اثرگذاری آن بكاهد؛ بلكه باید با توجه به نوع مخاطب و ساختار آگهی در مورد تعداد دفعات پخش آن تصمیم گرفت.
بنابراین سه عامل دیگر كه برای تأثیرگذاری بیشتر آگهی باید در نظر آید، عبارتند از:
1- ارتباط زمان پخش آگهی با نوع مخاطب.
2- ارتباط ساختار آگهی با زمان پخش آن.
3- تعدد دفعات پخش آگهی.

استراتژی های توسعه برند

یک برند قوی از جانب مصرف کننده دارای ضمانت است. به این معنی که برند محصول به نقطه ای رسیده که سهم قابل توجهی از بازار مصرف کنندۀ محصول متقاضی آن هستند و محصولات جایگزین را حتی با پیشنهاد قیمت پایین تر رد می کند. دستیابی به چنین موفقیتی در رابطه با یک محصول مستلزم هزینه های زیادی در حوزۀ تبلیغات می باشد. لذا صاحبان چنین برندی باید با اتخاذ تدابیر درست و استراتژی های هوشمندانه، نهایت استفاده را از چنین جایگاهی که در سبد خرید مشتریان خود کسب نموده اند، داشته باشند. رایج ترین نوع بهره برداری از موفقیت یک برند در بازار، استفاده از آن برای محصولات جدید می باشد که در این روش نیز رایج ترین استراتژی، “توسعۀ برند”(Brand Extension) می باشد.

استراتژی توسعۀ برند به هر تلاشی در جهت توسعۀ یک نام تجاری موفق برای عرضۀ یک محصول جدید و یا تغییر یافته در بازار اطلاق می گردد. این استراتژی مزایایتوسعه برند بسیاری دارد. یک برند قوی می تواند برای محصول جدید به سرعت اقبال ایجاد کند و در این بین بسیاری از هزینه های مربوط به تبلیغات و شناساندن محصول جدید، به لحاظ شناخته شده بودن برند اصلی صرفه جویی خواهد شد. علاوه بر تحریک تقاضا، ارزش انتقال یافته از برند اولیه به برند توسعه یافته، باعث می شود تا از هزینه های توسعه و معرفی یک برند جدید اجتناب گردد. این مزیت و بسیاری مزایای دیگر باعث شده اند تا استراتژیهای توسعۀ برند یکی از رایج ترین استراتژیها در بین مدیران بازاریابی باشد.

اگرچه مزایای قابل توجهی در استراتژی های توسعه برند وجود دارد، با این حال این استراتژی ریسک تخریب *تصویر برند (Brand Image) در نزد مشتریان را دارد. تنها یک انتخاب نادرست و ضعیف می تواند ارزش ویژه برند شما را به کلی کاهش دهد. استفاده از نام برند فعلی که برای شناخته شدن آن سرمایه گذاری و هزینه های بسیاری متوجه شرکت شده، برای محصولی جدید که پروسۀ مدیریت محصولدر مورد آن به درستی انجام نشده و استانداردهای لازم در مورد رصد نیازهای مشتری و ایده پردازی درست برای تکوین محصولاتی جهت رفع این نیازها به خوبی صورت نگرفته و نهایتاً این اتفاقات باعث عدم اقبال محصول از جانب مشتری شده است، باعث دلسردی مشتری از خود برند و تخریب تصویر ایجاد شده از برند در ذهن وی شده و به وجهۀ بقیۀ محصولات شرکت که با همان برند عرضه می شوند نیز ضربه وارد می کند.

حتی با فرض اینکه پروسۀ تکوین محصول جدید نیز بی نقص و کامل بوده، اگر برندی که برای معرفی محصول استفاده می شود متناسب با کارکرد آن نباشد باز هم موفقیت استراتژی توسعۀ برند به چالش کشیده می شود. مثلاً آیا شما می توانید رب گوجه فرنگی «ایرانول» و یا لوازم الکترونیکی «دلپذیر» را تصور کنید؟

علاوه بر اینها، استفادۀ بیش از حد از یک برند هم می تواند منجر به از بین رفتن جایگاه ویژه اش شود. رایز و تروت (1981) این حالت را تلۀ “توسعۀ خطی” نامیده اند. وقتی شرکتی در استفاده از یک برند برای محصولات جدید و اتخاذ سیاست توسعۀ برند در چنین تله ای گرفتار شود و بسیاری از محصولات متنوع خود را با یک برند معرفی کند، برند اصلی، معنا و مفهوم خود را از دست داده و محصولاتی هم که تحت این نام عرضه می شوند به جهت تداعی معانی چندگانه در ذهن مصرف کنندگان، شخصیت (Brand Personality) خود را در مقایسه با محصولات رقبا از دست می دهند.

ادامه مطلب